پروكوپيوس ( مترجم : محمد سعيدى )
53
جنگهاى ايران و روم ( فارسى )
كشور را تغييرى دهد . وى در اين هنگام با انجام تقاضاى پادشاه ايران مخالفت كرد و خطاب به امپراطور چنين گفت : « رسم من نيست كه با قواعد و قوانين تازه موافقت كنم و اصلا از اين يك مسأله بيش از هر چيز ديگر بيمناكم زيرا معتقدم كه هر كجا بدعتى تازه گذاشته شود آرامش و امنيت در آنجا متزلزل مىگردد . به عقيدهء من فرضا هم كه شخص جسارت وضع چنين بدعتى را داشته باشد بايد از انجام آن خوددارى كند ، زيرا طوفانى كه بر اثر بدعتها پديد مىآيد اركان وجود او را به لرزه خواهد آورد . امروز در ميانهء ما هيچ موضوعى مهمتر و شايان دقتتر از آن نيست كه مىخواهيم به بهانهاى نامعقول كشور روم را به ايرانيها واگذار كنيم . ايرانيها با كمال صراحت و بىهيچ بيم و تشويشى قصد خود را براى ربودن كشور ما آشكار اظهار كردهاند ، منتهى حيله و نيرنگ خود را لباس صداقت و سادگى پوشانيده و مكر و تزوير خويش را در لفافهء حسن نيت پنهان كردهاند . بنابراين بر هر دو شما فرض است كه با همهء نيرو از پيشرفت منظور آنان جلوگيرى كنيد و نگذاريد قصد بد آنان جامهء عمل بپوشد . آرى اى امپراطور ، اگر تو نمىخواهى كه آخرين امپراطور روميان باشى و تو اى سردار بزرگ ، اگر مايل نيستى كه سنگى بزرگ در راه رسيدن خود به مقام امپراطورى بيفكنى ، بايد از اجراى اين نقشه كه ايرانيها كشيدهاند جلوگيرى كنيد . بعضى فريب و دستانها كه عمدا در لفافهء ظاهر فريب الفاظ پيچيده شده است ، شايد براى فهم اشخاص متعارفى محتاج به توضيح و تفسير باشد ، ليكن اين پيام از همان كلمهء نخستين آن بطور واضح ثابت مىكند كه غرض از آن برگزيدن خسرو به وراثت و جانشينى امپراطور روم است . در اينجا لازم است شما پيش خود اين استدلال ساده را كرده باشيد كه به حكم طبيعت دارائى پدران متعلق به پسران آنهاست و اگر رسوم و قوانين اقوام مختلف بر اثر اختلاف طبايع آنها با يكديگر فرق دارد ، در اين يك مورد همهء آنها با هم